ایران پلاس
هندزفری طرح بادیگاردی

هندزفری طرح بادیگاردی

هندزفری بادیگاردیبا همان استایل و کیفیت هندزفری بادیگارد هاسری تک گوش جهت راحتی به ویژه هنگام رانندگیقابلیت استفاده برای انواع موبایل و تبلتقابلیت مکالمه و پخش موسیقی
قیمت : 25,000 تومان کلیک کنید!
 ژاکت مردانه فیلیپ

ژاکت مردانه فیلیپ

دارای پارچه های مخمل دوخته شدهدر قسمت سرشانه ها و پشت آرنج هاعرضه شده در 6 رنگ مشکی، سورمه ای، زرشکی، آبی نفتی، سفید و کرمفری سایز (مناسب برای سایز های L و XL)بسیار شیک و با کیفیت
قیمت : 39,000 تومان کلیک کنید!

ADS

دانلود کتاب دیدم که جانم می‌رود مسابقه کتابخوانی بخون و ببر خنداونه

نسخه پی دی اف pdf کتاب دیدم که جانم می‌رود

didam ke janam miravad دانلود کتاب دیدم که جانم می‌رود رایگان + pdf

معرفی کتاب های مسابقه کتابخوانی خندوانه

«دیدم که جانم می‌رود» خاطراتی از شهید مصطفی کاظم‌زاده، به روایت حمید داودآبادی( 1344) است. شهید مصطفی کاظم زاده، متولد 1344 است که در عملیات مسلم بن عقیل در 22 مهر ماه 1361 به شهادت رسید.

.

مولف : حمید داود آبادی
ناشر کتاب : شهید کاظمی
نوع جلد : شومیز
قطع : رقعی
تعداد صفحات : 102

خرید اینترنتی کتاب دیدم که جانم می‌رود

.

توضیحات :

حمید داودآبادی و شهید مصطفی کاظم‌زاده در سال 58 با هم آشنا می‌شوند و این رفاقت تا 22 مهر سال 61 ادامه پیدا می کند. آنها با آن سن و سال کم در چادر وحدت جلوی دانشگاه تهران با منافقین بحث می‌کنند، با هم به هر طریقی شده رضایت خانواده‌ها را برای رفتن به جبهه جلب می‌کنند، با هم در گیلان غرب همسنگر می‌شوند و با هم… نه، دیگر با هم نه؛ این بار مصطفی شهید می‌شود و حمید می‌ماند. ساعت شانزده و چهل و پنج دقیقه‌ی روز 22 مهرماه سال 61 در سومار.

در این کتاب به دفاع مقدس از منظر رفاقت پاک، صادقانه و بی‌آلایش دو نوجوان رزمنده نگاه شده و همین هم کتاب را خواندنی کرده است. البته لابلای صفحات کتاب روایت‌هایی هم از دفاع مقدس ارائه می‌شود که گاهاً می‌تواند خواننده را میخکوب کند و احساسات او را به غلیان درآورد. مانند بخشی از کتاب که روایت حضور داوطلبانه بچه‌های پرورشگاهی در دفاع مقدس و شهادت آنها گفته می‌شود و دل را آتش می‌زند. بچه‌هایی که حتی پدر و مادری نداشتند تا بعد از شهادت…

به غیر از چنین صحنه‌هایی، داودآبادی پاورقی‌هایی هم به کتاب زده که خودشان به تنهایی اهمیت دارند. او در جایی از کتاب ماجرای یکی از جوان‌های محل را تعریف میکند. پسری که پدرش پاسبان زمان طاغوت بوده است و هنوز هم که هنوز است او و خانواده‌اش دست از کارهای زشتشان برنداشته‌اند و صدای اهالی محل را دراورده‌اند. اما:

«یکی از بچه‌های محل خبر عجیبی آورد: «حمیدرضا سعیدی شهید شد.» جا خوردم. حمید و شهادت؟ آخه چطوری؟حمید رفته بود سربازی که… توی بانه کردستان همراه هم رزمانش در کمین نیروهای ضد انقلاب می‌افته و شهید میشه…

—————————

+ دانلود سایر کتاب های مسابقه کتابخوانی خندوانه

.

خرید و دانلود نسخه PDF کتاب از طریق لینک زیر :

.

10,000 ریال – خرید / دانلود

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


6 + 4 =